نسیم ادبی

آنچه خواندنش روح راتلطیف و احساس را سرشار از عاطفه می کند

سلام ،کوچه ی کرامتی است که آدم ها راه محبت به همدیگر را گم
 
نکنند...

دوست گرامی، محبت شما به حتم گوهری خواهد شد که نام شما

رادرصندوقچه ی دل ما جاودان خواهد کرد پس ما را از محبت خود

بی نصیب مگذارید.

                      پویا باشید و مانا

                    ارادتمند شما:  نسیم ادبی

نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 23:37 توسط زهرا صفری|


  الک ابزاری است که از سيمهاي باريک بافته مي شود، مانند غربال، ولي سوراخهاي آن کوچکتر است. به همين جهتآنچه با آن بیخته می شود بسيار نرم است. سابقاً که الک سيمي، معمول نبود و يا در مناطقي که الک سيمي نداشته اند، پارچه هاي بسيار نازک پنبه اي را مانند الک سيمي به چوب وصل مي کردند و آرد و ساير چيزهاي نرم را به منظور بيختن از آن عبور مي دادند. این نوع الک مانند سیمی آن، داری دوام نبوده و پس ازمدتی از بین می رفت. بعدها با توجه به این عدم استحکام ، این وسیله نماد سستی و کم دوامی شد و واژه «الکی»شکل کنایه به خود گرفت.

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 23:42 توسط زهرا صفری|

چهارپاره ی زیبای زیر  در واقع همان درس جوانه و سنگ درج شده در کتاب ادبیات سال هشتم می باشد این سروده ی زیبا اثر

استاد محترم جناب آقای محمد قلی پور

از شهرستان بردسکن است این شعر زیبا را با هم می خوانیم و بر سراینده اش "آفرین" گفته و از درگاه خداوند متعال برای این برادر ارجمند و همکار گرامی سلامتی، بهروزی،قلمی توانا و اندیشه هایی مانا آرزومندیم!

 

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

خاک لب تشنه بود و شبنم را

 

در دل خویش جست و جو می کرد

 

گاه هم رو به آسمانها داشت

 

در دلش ابر را آرزو می کرد

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 21:10 توسط زهرا صفری|

 

 

غدیر خم نام ناحیه‌ای میان مکه و مدینه است که پیامبر اسلام در حجةالوداع، علی ابن ابی طالب را "ولی" پس از خود اعلام کرد. هجدهم  ذی‌الحجه، سال‌روز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد، در این روز تجلی حقیقت ولایت را در چشم هر عاشق حقیقت دوستی می توان به وضوح دید.

دوستان عزیز،غدیربرکه نیست،دریایی بی پایان وبیکران از ارزشهاووالائیهاست؛ رودخروشانی است که ازسرچشمه فیض ورحمت حق جاری گشته تابسترزمین وزمان،ازازل تاابد،به سقایت تشنگان وخستگان بپردازد وچقدرما،دراین زمانه،به جامی ازولایت وهدایت تو، ای علی جان نیازمندیم پس کمکمان کن تا غدیری باشیم!

                                                                     ******

پایی که نیست همره مولا، شکسته باد

                               دستی که نیست یاورآن شاه ،بسته باد

تکمیل دین ازو شدو،نعمت ازوتمام

                                   عیدغدیر بر همه یارب، خجسته باد

 

www.aksha.ir  تصاویر زیبا ساز وبلاگ

اسامی برگزیدگان مسابقه ی عید تا عید

با عرض تشکر از تمامی شرکت کنندگان عزیز و تبریک به افراد منتخب

از بین 23 متن رسیده مربوط به مسابقه (به صورت عموم و خصوصی)، برخی به خاطر کپی بودن از جایی و برخی نیز به خاطر کثرت غلط املایی از گردونه ی داوری خارج گردید و اما برگزیدگان سرکار خانم ها:

1- سارا صدوقی

2- حانیه السادات مهدیان

3-مونا مبرا

4- نگار گنجعلی

5- نیلوفر شهابی

 

                                     

با آرزوی موفقیت و سلامت برای تمام دانش آموزان عزیز

التماس دعا!

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت 20:57 توسط زهرا صفری|

 

با سلام و درود خدمت کاربران گرامی ؛ به خصوص دانش آموزان عزیز

 

مسابقه ی عید تا عید با هدف سنجیدن مهارت شما در نوشتن متون ادبی طراحی و تدوین گردیده است این مسابقه در بخشهای مختلف شعر ، متن ادبی، داستانک و حتی خاطره، پذیرای اندیشه و قلم شما خواهد بود.

 

دانش آموزان عزیز لطفا قبل از پاسخ به این مسابقه موارد زیر را مطالعه فرمایید:

1- نام و نام خانوادگی و نام کلاس خود را کامل بنویسید.

2- هر دانش آموز می تواند برای هر بخش مسابقه( شعر- متن ادبی- داستانک و خاطره)یک متن مجزا با محوریت موضوع عید قربان و غدیر بنویسد.

3- متون نثر حداقل پنج و حداکثر ده خط بیشتر نباشد.

4- تعداد ابیات شعر حداقل پنج بیت و اگر شعر نو است حداقل سه بندباشد.

5- برای نوشته ی خود - چه شعر چه نثر - حتما یک عنوان زیبا و با مفهوم انتخاب کنید.

6- متن  خود را قبل از اینکه ثبت و ارسال کنید حتما چندبار بخوانید و  ویرایش کنید.

7- داشتن غلط املایی و عدم کاربرد صحیح علایم نگارشی از امتیاز شما خواهد کاست.

8- متنهای ارسالی شما حتما باید زاییده ی افکار و اندیشه ی خود شما باشد و متون کپی شده از هر منبعی در مسابقه شرکت داده نخواهد شد.

9- فرصت پاسخگویی به این مسابقه از ساعت 10 صبح روز یکشنبه( عید قربان) تا ساعت 10 صبح روز دوشنبه( عید غدیر )خواهد بود.

10- دانش آموزان گرامی توجه داشته باشند به کامنتهایی که بعد از مهلت داده شده ارسال شوند ترتیب اثر داده نخواهد شد.

                                                                                       شاد باشید و ایام به کام!

 

 پیشاپیش فرا رسیدن روز نیایش و عید سعید قربان را به تمام مسلمانان جهان به ویژه مردم خوب ایران زمین تبریک و تهنیت می گویم!

نوشته شده در چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 22:39 توسط زهرا صفری|

این تلاش و همت شماست که تعیین کننده ی راه شماست ...

 

عکس, زیباترین رویش گیاه

 

سرزندگی، ورزندگی و بالندگی آرزوی ما برای تمامی دانش آموزان عزیز است...

آغاز سال تحصیلی جدید مبارکتان باشد!

نوشته شده در شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 22:53 توسط زهرا صفری|

چه ” بی حساب ” می بخشد و چه ” با حساب “ تسبیحش می گویم :

۳۳ مرتبه سبحان الله ، ۳۴ مرتبه الله اکبر ، ۳۳ مرتبه الحمدلله

اما همیشه باور داشته ام بین این همه ضمیر فقط "او" برایم کافیست...

 

 

خدایا

 

من چیزی نمیبینم

 

آینده پنهان است

 

ولی آسوده ام

 

چون تو را می بینم

 

و تو همه چیز را . . .

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 2:8 توسط زهرا صفری|

من ایرانیم عشق من این بود

که مهر وطن بهر من دین بود

ببوسم من این خاک پاک وطن

که پاینده شد نام ایران من

همین افتخارم اهوراییم

قلم قاصر از شور و شیداییم

چو این مملکت ملک شیران بود

سلاح من این نام ایران بود

بنازم به میراث ایران من

همان تخت جمشید دشمن شکن

همان قصر پر شوکت و با وقار

همان ملک شاهان با اقتدار

بنازم به فردوسی باخرد

خرد تا ابد نام او می برد

بود افتخارم که ایران زمین

شده مهد رستم یل بی قرین

همان پهلوان دلیر و نژند

بمیرد که ایران نیابد گزند

اگر وارث آن یلان گشته ایم

اگر دل به این مملکت بسته ایم

بسازیم ایران فخر زمان

یه یاری یزدان و ایرانیان

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 1:15 توسط زهرا صفری|

 

کاش می شد مثل آواز خوش یک دوره گرد

زندگی را بار دیگر با رفیقان دوره کرد 

 

یادش بخیر کودکی !

قهر میکردیم تا قیامت.... و لحظه ای بعد قیامت می شد

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 17:11 توسط زهرا صفری|

 افتخار آفرینان ناحیه 7 مشهد

سرکار خانم ها الهه حیدری و فاطمه باقریان

از دبیرستان نمونه دولتی آرمیتا مصلی نژاد 

و جناب آقای  بابک برهانی  و  امیرحسین حسینی

ازدبیرستان ناصر

کسب  رتبه ی اول در استان خراسان رضوی  در رشته ی مطالعه پژوهش  مسابقات نوجوان خوارزمی  (بخش دختران وپسران )را به شما دانش آموزان پرتلاش و فرهیخته ؛ همچنین به اولیای فخیم و گرانقدرتان و نیزبه مسئولین هر دو آموزشگاه تبریک و تهنیت گفته و موفقیتهای آتی شماعزیزان را از درگاه خداوند منان خواهانیم.

                        سبزی و سرزندگی قرین راهتان باد!                                                   

 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 1:43 توسط زهرا صفری|

 

این ضرب المثل درباره کسی به کار می رود که بیشتر از میزان قابلیت و شایستگی انتظار کمک و یاری دیگران را داشته باشد. و یا این که شخصی خطایی را که قابل بخشش نیست انجام می دهد و نه تنها پشیمان و ناراحت نیست بلکه توقع نوازش و محبت هم داشته باشد.

در این گونه موارد است که اصطلاحاً می گویند:"فلانی دو قورت و نیمش باقی است.

این مثل را درمورد کسی می گویند کهکاری را برای او انجام می دهند اما او عوض تشکر ناراضی و طلبکار باشد.

روزی حضرت سلیمان عرض کرد: پروردگارا، اگر اجازه بفرمایی من می خواهم تمام موجودات زنده را در یک روز مهمان کنم.ندا رسید که یا سلیمان این کار برای تو امکان ندارد. اما حضرت سلیمان با اصرار تمام اجازه یک وعده ناهار دادن به همه ی حیوانات وحشی و پرندگان و جانوران صحرا و دریای دنیا را گرفت. مدت سه سال تمام تدارک و تهیه غذا را دید و به قدری در بیابانها و دره ها غذا و چیزهای خوراکی به دستور حضرت سلیمان تهیه شد که به حساب نمی آمد.

بالاخره آن روزی که باید حضرت سلیمان ناهار بدهد فرا رسید. نزدیکی های ظهر همان روز نهنگی که بزرگی و وزنش به حساب نمی آمد، در دریا هرچقدر جستجو کرد و به این طرف و آن طرف رفت چیزی پیدا نکرد و نزدیک بود از گرسنگی تلف شود.

سر از دریا بیرون آورد و گفت: ای پروردگار، من امروز تمام دریا را گشتم اما چیزی پیدا نکردم بخورم. ندا از خداوند رسید که همه ی موجودات را امروز سلیمان غذا می دهد، برو خدمت او. نهنگ آمد به نزدیکی قصر سلیمان، دید تمام اطراف قصر تا چشم کار می کند آذوقه هست.می خواست مشغول خوردن شود که نگهبانان کاخ مانع شدند. یکی از نگهبانان به حضرت سلیمان خبر داد و حضرت فرمود: به نهنگ بگو صبر کن تا ظهر شود و همه جانوران جمع شوند، آنوقت همه باهم غذا بخورید. اما نهنگ در جواب گفت من هروقت گرسنه ام باشد غذا می خورم و ظهر و عصر ندارم.

حضرت سلیمان فرمود به نهنگ بگویید هرچه می خواهد بخورد و برود. نهنگ سریع مشغول خوردن شد و در مدت کمی کلیه آذوقه ای که در عرض سه سال جمع آوری شده بود بلعید.چون سیر نشد و دید دیگر غذا نیست، آمد جلوی قصر حضرت سلیمان و یک لبش را پایین و لب دیگرش را بالای قصر گذاشت و خواست قصر را هم بخورد.

حضرت سلیمان که این صحنه را دید دست به سوی آسمان بلند کرد عرض کرد: پروردگارا این چه رازی است؟ ما را از دست این حیوان نجات بده. گفتند: که این نهنگ روزی سه قورت غذا می خورد. این همه غذا که تو تهیه کردی تازه نیم قورتش بود و دو قورت و نیمش باقیه.

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 14:57 توسط زهرا صفری|

 

واژه عید، در اصل از فعل عاد (عود) یعود اشتقاق یافته است و معانى مختلفى براى آن ذکر کرده‌‏اند. عید فطر یکى از 2 عید بزرگ اسلامى است که درباره آن احادیث و روایات بی‌شمارى گفته شده است. مسلمانان روزه‏‌دار که ماه رمضان را به روزه گذرانده و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از کارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده‌‏اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏‌طلبند.

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده‏‌اند که در این روز، امر امساک و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شد و رخصت داده شد که مؤمنان در روز افطار کنند و روزه خود را بشکنند.

فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن است و گفته شده است که به معناى آغاز خوردن و آشامیدن نیز هست. به همین دلیل است که پس از اتمام روز و هنگام مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، انسان افطار مى‏کند.

 

نماز عید فطر


وقت نماز عید فطر از اول آفتاب روز عید است تا ظهر. در عید فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب، افطار شود و زکات فطره داده شود و بعد از آن نماز عید بجا آورده شود.

نماز عید فطر دورکعت است که در رکعت اول بعد از خواندن حمد و سوره باید پنج تکبیر بگوید، و بعد از هر تکبیریک قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تکبیرى بگوید و به رکوع رود و دو سجده بجا آورد و برخیزد، و در رکعت دوم چهار مرتبه تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع دو سجده کند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد. در قنوت نماز عید هر دعا و ذکرى بخوانند کافى است.

نماز عید، سوره مخصوصى ندارد، ولى بهتر است که در رکعت اول آن سوره شمس  و در رکعت دوم سوره غاشیه را بخوانند، یا در رکعت اول سوره سبح اسم و در رکعت دوم سوره شمس را بخوانند.

مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند و در حال گفتن تکبیرها دست‌ها را بلند کنند و نماز را بلند بخوانند.

 

 

نوشته شده در دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 3:4 توسط زهرا صفری|

 

در ایام ماه مبارک رمضان ساکنین مسلمان و روزه دار غزه روزهای تلخ و سختی را سپری می کنند.

 
به گزارش "تابناک" تلخی یورش بی رحمانه صهیونیستها به مردم بی دفاع فلسطین در ماه رمضان جایی نفس را در سینه حبس می کند که به وضوح می بینیم در این نبرد نا برابر ده ها کودک بی گناه مظلومانه و بی رحمانه در برابر توان تهاجمی اسرائیل غاصب به شهادت می رسند.
 
 این آمار هم اکنون نیز در حال گسترش است. واکنش بین المللی انسانهایی که در برابر این ظلم و ستم، توان دفاعی از مظلوم جز انتشار اخبار مصیبتهای فلسطینها بر پهنه شبکه های اجتماعی ندارند در جای خود بی نظیر است.
 
این اتحاد که از نوعی اعلام انزجار از رفتار غیر انسانی صهیونیستها ناشی شده در تمام جهان و مخصوصاً در بین مردمانی که دسترسی به شبکه های اجتماعی دارند حس مشترکی را منتشر می کند.
 
صهیونیستها در مسابقه مظلوم کُشی با همکیشان تکفیری - وهابی خود در سوریه، عراق و افغانستان نه فقط چیزی کم نگذاشته بلکه یک قدم فراتر نیز گام برداشتند. آنها به وضوح و بدون کمترین دخالت سازمان و نهادهای مدعی حقوق بشر دست به قتل عام غیرنظامیانی زده که بی تردید از خوی درندگی آنها منتج می گردد.
 

نگاه به خلاصه واکنش های توئیتری مردم از سراسر جهان به جنایات این روزهای غزه که توسط صهیونیستها رخ می دهد:

 

 

قتل عام کودکان غزه
بیایید کودکان غزه را تنها نگذاریم

نوشته شده در پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 17:7 توسط زهرا صفری|

 

خدا گفت: لیلی یک ماجراست؛ ماجرایی آکنده از من

 

ماجرایی که باید بسازیش.

   

شیطان گفت: تنها یک اتفاق است؛ بنشین تا بیفتد.

   

آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند

 

و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.  

 

مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی را بسازد.

   

خدا گفت: لیلی درد است؛ درد زادنی نو

 

تولدی به دست خویشتن.

  

شیطان گفت: آسودگی ست؛ خیالی ست خوش.

   

خدا گفت: لیلی، رفتن است؛ عبور است و رد شدن.

   

شیطان گفت: ماندن است؛ فرو رفتن در خود.

  

خدا گفت: لیلی جستجوست؛نرسیدن است و بخشیدن.

  

شیطان گفت: خواستن است؛گرفتن و تملک.

  

خدا گفت: لیلی سخت است؛ دیر است و دور از دست.

  

شیطان گفت: ساده است؛ همین جا است و دم دست .

  

و دنیا پر شد از لیلی های زود ... لیلی های ساده ی اینجایی؛

 

لیلی های نزدیک و لحظه ای.

  

خدا گفت: لیلی زندگی ست؛ زیستنی از نوعی دیگر...

 

لیلی که جاودانه شد شیطان دیگر نبود.

  

مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید

 

و میدانست که لیلی تا ابد طول میکشد.

 

 

 

 j1.gif

  

نویسنده: خانم عرفان نظرآهاری

   

از کتاب: لیلی نام تمام دختران زمین است

 

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 1:26 توسط زهرا صفری|

 

درخشش 33 نفر از دانش آموزان عزیزمان را در آزمون استعدادهای درخشان و 77 نفر در آزمون مدارس نمونه دولتی را به تمام  دختران ساعی و پرتلاشمان، اولیای گرامیشان و همکاران محترم تبریک می گوییم امید است که هماره ستاره ی زندگیتان پرفروغ باشد واز آموخته های خویش در راه اعتلای میهن عزیزمان، ایران سود جویید.سربلندی وموفقیت شما عزیزان آرزوی ما بوده و هست!

 

از طرف مدیریت، معاونین و همکاران آموزشگاه نمونه دولتی

آرمیتا مصلی نژاد/ ناحیه 7

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 18:20 توسط زهرا صفری|

پروردگارا


صیام و افطار و سحر و نیایش و نماز و قنوت و سجود و رکوعمان،

 

 بهانه ی تماشای یک نگاه توست؛ دریغ مان مدار.

 

تشنه ی آب و گرسنه ی طعام نیستیم؛


ما تشنه دیدار توییم ای نور زمین و سماوات!


سیه روییم و در سپیدی بحر عنایت خویش، تطهیرمان کن و با دلی

 

پاکیزه بر خوان ضیافت رمضان، اذن جلوسمان ده.

 

آمین!

 

میرسد بار دگر ماه خدا


ماه رحمت، ماه تسبیح و دعا


شکر ایزد باز میهمان گشته ایم


لایق این سفره و خوان گشته ایم


وقت افطار و به هنگام سحر


یادمان باشد دعای یکدگر


یاد آنانی که با ما زیستند


ماه رحمت آمد اما نیستند

 



اولین شب قدر امسال، مصادف با چهلم درگذشت مهربان مادری است که

 

عاشق این ماه بود. روحش شاد !

 

رحم الله من یقرأ فاتحه مع اخلاص و الصلوات

نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 2:10 توسط زهرا صفری|

 

 در داستان حضرت یوسف علیه السلام می خوانیم:

قحطى در مصر و اطرافش از جمله کنعان بیداد مى‏کرد. یعقوب علیه السلام به فرزندانش دستور داد برای تهیه مواد غذایی به سوى مصر حرکت کنند؛ کاری که پیش از این نیز کرده بودند؛ ولى این بار در سرلوحه خواسته هایش جستجو از یوسف و برادرش بنیامین را قرار داد و فرمود: فرزندانم بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از آنجا که فرزندان اطمینان داشتند که یوسفى در کار نیست معترض شدند اما حضرت به آنها فرمود:

... وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ ؛ و از رحمت خدا نومید مباشید . بعد بلافاصله دلیل آن را هم فرمود:

... إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ ؛ زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت خدا نومید نمى‏شود 

معنای این سخن آن است که نا امیدی بر جانی سایه می افکند و آن را در کام خود فرو می برد که به رحمت خدا ایمان نداشته باشد و در مواردی اصل وجود خدا را منکر شود.

شدت بدی این کار به حدی است که امام صادق علیه السلام آن را در زمره گناهان کبیره شمرده و می فرماید: یکی از گناهان کبیره «الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ الْیَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّه‏» است.

چه ارتباطی بین نا امیدی و کفر وجود دارد؟

 بنا به فرمایش قرآن کریم، نا امید نمی شوند مگر کسانی که کافرند.

نا امیدی یعنی باور این معنا که در عالم، دیگر کسی نیست که مشکل مرا حل کند و یا کمک کند که گره از کار من باز شود. آنچه این باور را به کفر تبدیل می کند نفی خدا و قدرت او در این باور است؛ نیازی هم نیست که حتما به زبان جاری شود ، همین که این شخص در دل، اصل وجود خدا و یا شأنی از شئون خدایی او مانند قدرت و رحمت را منکر شود کافر است.

پس اینکه قرآن کریم می فرماید: تنها کافرانند که از رحمت خدا مأیوس می شوند معنایش این نیست که یأس به کفر می انجامد؛ بلکه پیام آیه شریفه این است که نا امیدی ریشه در کفر دارد؛ یعن از مهمترین مشکلاتی که بشر امروزی با توجه به همه پیشرفت های صنعتی و علمی با آن دست به گریبان است، یأس و ناامیدی نسبت به زندگی و آینده خود است. تعریفی که از یأس و ناامیدی می توان ارایه نمود، عبارت است از این که انسان نسبت به ارزش مندی خود، آینده و جهان احساس تردید داشته باشد. همچنین ناامیدی به حالتی اطلاق می شود که فرد انگیزه خود را برای پیشرفت، حل مساله، روابط اجتماعی، موفقیت، تحول، یادگیری، دستیابی به اهداف زندگی و به طور کلی جنبه های مثبت از دست می دهد.

عوامل بسیاری باعث می شود كه انسان احساس ناامیدی كند و مهمترین آنها عبارتند از:

1. نداشتن هدف درست در زندگی

2. مقایسه خود با دیگران

3. انتظارات و توقعات بیش از اندازه

4. فراموش كردن خدا

5. برداشت نادرست و تعمیم بیش از اندازه

برخی دیگر وقتی در یك زمینه شكست می خورند یا یك بار شكست می خورند، از آن نتیجه می گیرند كه در هیچ زمینه ای و در هیچ زمانی موفق نخواهند شد. این تفسیر و برداشت نادرست باعث افسردگی و احساس بی ارزشی و عزت نفس پایین در وی می شود و عملاً هم به شكست منجر می گردد.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 

نومیدم و از کوی تو با غم نروم

 

جز شاد و امیدوار و خرم نروم

 

از درگه همچون تو کریمی هرگز

 

نومید کسی نرفت و من هم نروم

 

http://girlygifs.com/wp-content/uploads/2011/04/yellow-flowers.gif

 

چون عود نبود چوب بید آوردم

 

روی سیه و موی سپید آوردم

 

خود فرمودی که ناامیدی کفر است

 

فرمان تو بردم و امید آوردم

 

با تمرین و به کارگیری روش های زیر می توانید بذر امید و اعتماد به نفس را در خویش تقویت نمایید:


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 16:38 توسط زهرا صفری|

دانش آموزان عزیزسال سوم در آموزشگاه نمونه دولتی آرمیتا مصلی نژاد


فارغ التحصیلی اتان را تبریک می گویم و نیز ورودتان را به دنیای جدیدی

از زندگی!


دختران خوبم


استوار گام بردارید و با صلابت پیش روید و هرگز نهراسید از فراز ها و

فرودها؛ چراکه دنیا جز این نیست . به آینده بیندیشید که چشم به راه

شماست. همان فردایی که قرار است امروزهای شما شود، باید با

دستان توانمند شما ساخته شود. یقین داشته باشید تنها چیری که

می تواند به آسمان زندگی شمامعناببخشد خود شما هستید .

این چندصباحی که در کنار هم بودید و بودیم گذشت اگر برگردیم و به

گذشته نظری بیفکنیم هر کدام از ما و شما آثاری را از خود به یادگار

گذاشتیم هر کدام به شکلی و هر یک به رنگی... صعودها و نشیبها را

خودمان رقم زدیم و تنها چیزی که در این گذر باقی ماند تجربه ها بود و

خاطره ها... فرداها هم همین گونه خواهد گذشت پس لحظه های

زندگیتان رادریابید و سعی کنید طوری از آنها استفاده کنید که امروز ،

حسرت دیروز... و فردا ، حسرت امروز را نخورید همه ی شما جزیی از

خاطرات من هستید پس بدانید همیشه به یادتان هستم و برایتان

بهترین ها راآرزمندم .

و در پایان شما را به راهی می سپارم که از میان مویرگهای تپنده ی

بهار تا قلب کبوتران سپید زمستان می گذرد شما را به ترنم سبز ایمان،

به شکوه عشق، به او که شما را آفرید شما را به "خدا" می سپارم.

 

                                      هماره سبز باشید و سرزنده!
 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 2:42 توسط زهرا صفری|

هُوَالباقِی

 

مهربان مادرم

 

اینک که از این کویر دنیا

سفر بهشت کردی

سفرت بخیر مادر

به خدا  و  بابا برسان سلام ما را ...!

از تمام کسانیکه حضوری و یا با ارسال ایمیل ، پیامک، نصب پرده و تراکت با حقیر ابراز همدردی کردند بسیار سپاسگزارم و از خداوند منان برایشان سعادت و بهروزی را آرزومندم . 

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 1:3 توسط زهرا صفری|

دانش آموزان عزیز سلام و خدا قوت

جهت دیدن سوالات املا به بخش آرشیو مطالب خرداد 92 مراجعه کنید . در ضمن چند لینک دانلود هم جهت استفاده ی شما عزیزان در همین صفحه قرار گرفته است .به امید موفقیت شما عزیزان!


 

نمونه سوال املا سوم راهنمایی خرداد92

نمونه سوال املا سوم راهنمایی

 

سوالات املا خرداد 91

متن تقریری املا سوم راهنمایی خرداد 92

 

 مجموعه ی کاملی از سوالات املا و انشای پایه هفتم

با تشکر از همکار خوبم سرکار خانم غلامی از شهرستان کاخک

   

نمونه سوال املا                                                                                           

 

      

       تصاویر زیبا سازی وبلاگ نمونه سوال انشا ونگارش

 

دانلود سوالات انشا و نگارش پایه هفتم

 

 

برای دیدن برخی از سوالات و متن تقریری می توانید به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

با تشکر ویژه ازمدیران محترم سایت شمیم ادب، زنگ انشا و گلستان ادب

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفتم خرداد 1393ساعت 0:41 توسط زهرا صفری|

آینده به هر سواری رکاب نمی دهد : رکاب دادن یعنی رام بودن و سواری دادن ، کنایه از این که به هر کس اجازه ی استفاده و بهره برداری از آینده را نمی دهد . آینده مانند اسبی است که به هر سواری رکاب نمی دهد به عبارت دیگر تنها کسانی در آینده موفق خواهند بود که از قبل برنامه ریزی داشته باشند ، آینده چون اسبی است که اگر بدون برنامه بر آن نشینند سوار را بر زمین می زند پس برای سواری گرفتن از آینده باید وقت و برنامه را در نظر گرفت .

این عبارت به عنوان یکی از موضوعات انشا ی پایه ی سوم راهنمایی در خرداد 93 داده شده بود آنچه برایم ارزش داشت این بود که دانش آموزانم در این رابطه مطالب بسیار زیبایی را بر دل سپید کاغذ نگاشته بودند دیشب که متن ها را می خواندم حس خوبی داشتم از اینکه من هم سهمی هرچند کوچک، در سلاست و روانی قلم آنان داشته ام و چه زیبا برخی کلمات را به بازی اندیشه ها برده و خالق عباراتی پرمفهوم بوده اند؛ البته حضور ذهن ندارم عین عبارات و جملات را بنگارم اما دو مورد را که برایم جالب بود می نویسم.

دانش آموزی نوشته بود : حتما نباید از اسب زمانه سواری گرفت گاه می توان افسارش را بر دست گرفت و آرام آرام با او گام برداشت و او را رام کرد ... اما وای به حال کسانی که اسب آینده اشان بدون آنان می تازد و رم می کند باید خیلی مراقب بود چون بین « رام» و « رم» تنها یک حرف فاصله است!

دانش آموز دیگری با نگاهی بدیع ، صورتی طنز گونه  به این مفهوم بخشیده بود ؛ طنزی که در پس خنده به بیان واقعیتی در اجتماع می پردازد؛ همان تقابل بین دو دنیای نوجوانی و بزرگسالی؛ همان که آن را در داستان نمادین شازده کوچولو نیز می بینیم. او در یک دیالوگی که با پدر خویش داشت معنای این عبارت را از ایشان پرسیده و نظر خویش را هم اذعان کرده بود اما در نهایت طعم سرد سیلی پدر، او را از دنیای نوجوانی اش جدا ساخته  تا بالاجبار وارد حیطه ی بزرگسالان کند دنیایی که هنوز برایش نا آشناست او  در پایان انشا، ساده و صمیمی می نویسد: من که از توضیحات پدر قانع نشدم به نظرم یا مثال اشتباه است یا من یه خورده گیجم ...! اما من فکر می کنم این مثال اشتباه باشد ؛ اینطور نیست؟ شما چه فکر می کنید؟!!

البته این فقط دو مورد از ده ها موردی بود که همگی حرفی را برای گفتن داشتند ؛ زیبا بودند و حاکی از مهارت نویسندگانشان ... امید است که قلمشان هماره ماناباشد و دستانشان توانا!

 

 
 
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه چهارم خرداد 1393ساعت 14:35 توسط زهرا صفری|

موارد مهم در نوشتن انشا

1-      استفاده از توصیف، تخیل و فضا سازی

2-      بهره گیری از عناصر ادبی

3-      ارتباط و انسجام متن

4-      بهره گیری از آیات و روایات، سخنان زیبا، اشعار و امثال و حکم

در ادامه دو نمونه سوال از سالهای قبل آمده است در ضمن دانش آموزان عزیز می توانند به قسمت آرشیو وب ( خرداد 92 ) مراجعه کنند و جهت ارزیابی خویش به 130 سوالی که در این قسمت قرار دارد پاسخ گویند . برای همه ی دانش آموزان خوب و ساعی، روزگاری سرشار از موفقیت آرزومندم!


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 0:8 توسط زهرا صفری|

 

نه تو می مانی

نه اندوه

و نه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم می گذرد

آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز

شاعر خوب کشورمان کیوان شاهبداغی، با قلم زیبای خود شعر زیبای سهراب را اینگونه ادامه می دهد:

 

تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است

تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید

و اگر بغض کنی، آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد

گنجه ی دیروزت

پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف

بسته های فردا، همه ای کاش... ای کاش...

ظرف این لحظه ولیکن خالیست

ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود

غم که از راه رسید

در این سینه بر او باز مکن

تا خدا یک رگ گردن باقیست

تا خدا هست، به غم وعده این خانه مده!

بیوگرافی ایشان:

متولد ۱۳۳۹ تهران

مدرك : کارشناسی ارشد مهندسی الكترونيك

از دانشگاه صنعتی - ساكن تهران

دیگر اشعار زیبایش را در ادامه بخوانید:

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 22:35 توسط زهرا صفری|

روز پدر مبارک


پدر دستشو گذاشت رو شونه فرزندش و ازش پرسید تو قویتری یا من؟

فرزند گفت: من!
پدر با کمی دلشکستگی دوباره پرسید: تو قویتری یا من؟
فرزند گفت: من!
پدر با دلی گرفته به یاد همه زحمتهایی که کشیده بود دستشو از شونه فرزندش برداشتو دو قدم دورتر پرسید: تو قویتری یا من؟
پسر گفت: شما!
پدر گفت چرا نظرت عوض شد؟
فرزند گفت: وقتی دستت رو شونم بود فکر می کردم دنیا پشتمه…
تقدیم به تمام پدران ایران زمین که استوارترین مخلوق پروردگارند و درود بر همه مردان مشرق زمین و درود بر فرزندانی که قدر پدرهاشون رو میدونن و فراموششون نکردن …

شما هم احساس قشنگتان را در قالب پیامهای تبریک و تشکرهدیه کنید به پدران گرانقدرو عزیزتان؛ بی شک اندیشه های پاک شما خالق زیباترین جمله ها خواهد بود.

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 23:35 توسط زهرا صفری|

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
 (سهراب سپهری)

بالاخره سه سال گذشت با همه خوبی ها وبدی ها. با همه خنده ها وگریه ها .با بعضی ها دوستی کردیم و بابعضی ها دشمنی ولی آخرش با همه دوست شدیم .

با بعضی معلم ها یک سال بودیم با بعضی ها دوسال وخیلی ها سه سال یا حتی سه ماه!

گذر زمان همه ی ما رو بزرگتر کرد خیلی !سه سال پیش وقتی وارد این جا شدیم بچه بودیم حالا که داریم اینجا رو ترک می کنیم خیلی عوض شدیم.کسایی به ما درس طبیعت دادند وکسایی درس احساس .خیلی ها تاریخ وخیلی هاشناخت خدا!وخیلی ها فقط معلم یک درس نبودند بلکه درس های زیادی بهمون دادند.

ازاینها که بگذریم می خوام بگم هنوز یه راه طولانی در پیش داریم اگه تا همین امروز وهمین دقیقه نتونستید و نخواستید تلاش کنید؛پاشیدهنوز وقت هست.اگه تیزهوشان قبول نشدین یا حتی نمونه مطمئن باشید در مدارس معمولی هم می تونیدموفق باشد.

و بالاخره باید بگم آخرین روزمدرسه هم تمام شد اگرتواین سه سال دل دوستی یا معلمی رو شکوندید برید وازش عذر خواهی کنید .

و درآخر معلم ها ی عزیز می دونم که شما هم می دونید مقام شما والاتر از اونه که یک روزرابرای تشکر قرار بدیم پس میگم واقعا واقعا ممنون...

ویک تشکرویژه از همه و همه وهمه!

امیدوارم موفق وسربلند باشید .

دانش آموز شما : طلایه اخوان

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 23:18 توسط زهرا صفری|

دختران و پسران نوجوانی که آزمون تیزهوشان امسال را پشت سر گذاشتید

سلام ؛خدا قوت!

خسته که نیستید...

چون خستگی فقط زمانی روی میدهد که شوق رفتن را از دست داده باشیم...

می دانید دیگر شما هنوز در آغاز راهید...

راهی که قرار است با نیروی امید شما سرسبز بماند...

رفتن به سوی موفقیت...

رفتن به سوی آینده ای زیبا که قراراست بادستان توانمند شما ساخته شود...

آزمون امروز، تنها یکی از دهها راهی بودکه پیش رو داشتید...

هنوزگذرگاههای زیادی وجود دارد که می تواند شما را به اوج برساند

پس هرگز به شکست نیندیشید آنچه لایق شماست ایستادگی است نه ایستایی...

و هماره از"او" بخواهید :

خدایا مرا آن ده که آن به!

شوق دریا اگرت هست، روان باید بود

ورنه در حسرت همراهی رودی

به زمین خواهی شد

مقصد از شوق رسیدن خالیست
راه، سرشار امیدست و بدان

کاین امروز، همان فردایی است 

  که تو دیروز در امید وصالش بودی
 بهترین لحظه راهی شدنت، اکنون است
 لحظه ها را دریاب!     


 

    

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 23:56 توسط زهرا صفری|

متن زیر تقدیمی از یک دانش آموز از دبیرستان نمونه دولتی آرمیتا مصلی نژاد(دوره ی اول) می باشد که سعی شده بدون هیچ تغییر نوشتار، در این پست ثبت شود به امید آنکه مورد استفاده ی شما عزیزان قرار گیرد.

هم کلاسی های گلم، دوستای خوبم، بچه های مدرسه ی آرمیتا مصلی نژاد

سلام

این متن رو میخوام تقدیم کنم به تمام کسانی که این جمعه 1393/2/19 آزمون تیزهوشان دارند. بچه ها، دوستای خوبم، امید همیشه زیبا بوده و میتونم بگم بهترین هدیه ای است که خداوند می تونست به بنده هاش بده همین امیده و بس ... پس هیچ وقت امیدتون رو از دست ندید. حتی اگه آزمون تیزهوشان قبول نشدیدفکرنکنین که دنیا رو سرتون خراب شده بلکه به زندگی امید داشته باشید؛ زندگی شما فقط قبولی در تیزهوشان و درس خوندن نیست . موفقیت در زندگی خیلی مهمه اما موفقیت تنها در درس نیست سعی کنید موفقیت دراخلاق، رفتار و منش، زندگی و امید رو به دست بیارید؛ سعی کنیداینو گوشه ی ذهنتون جا بدین که اگه قبول نشدم زندگی ام ادامه داره ...!

می دونم شایداین حرف کمی خنده دار باشه ولی از جوی که من دورو برم میبینم می فهمم که خیلی از بچه ها این تصور رو دارن که اگه قبول نشدند واقعا زندگی براشون تموم شده است؛ این یک تصور اشتباهه!

ما تلاش بسیار کردیم و مستحق قبول شدن در بهترین مدارس هستیم اما قبول نشدن دلیل نمیشه که ما روحیه امان رو ببازیم و امید رو فراموش کنیم؛ این دیگه مصلحت خداست چون خدا بهتر میدونه که "بهترین" در زندگی هر کس چگونه معنا میشه.

وسخن آخر:

نذارید استرس شما رو بگیره بلکه شما زودتر دست به کار بشید و اونو بگیرین و در زندان ابدی ذهنتون زندانی اش کنید تا نتونه سد موفقیتهاتون بشه.

بهترین روزگار را برای شما دوستان خوبم آرزومندم!

دوستدار شما : مینا کنعانی





نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 21:1 توسط زهرا صفری|

روباه گفت: تو اگر دوست میخواهی مرا اهلی کن.
شازده کوچولو پرسید: اهلی یعنی چه؟

روباه گفت: یعنی ایجاد علاقه کردن.
شازده کوچولو پرسید: چطوری؟
روباه گفت: با صبوری کردن ...

روباه گفت: ارزش گل تو به قدر ِ عمریـست
که به پاش صرف کرده‌ای ..

شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد:
- به قدر عمریـست که به پاش صرف کرده‌ام ..

روباه گفت: انسان‌ها این حقیقت را فراموش کرده‌اند
اما تو نباید فراموشش کنی
تو تا زنده‌ای، نسبت به چیزی که اهلی کرده‌ای مسئولی.
تو مسئول گـُلتی...

شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد :

« من مسئول ِ گـُلمَم. »

ومن هم همین جمله را تکرار کردم نه یک روز؛ نه دو روز؛ بلکه سالیان سال؛

به اندازه ی تمام روزهایی که به پایشان صرف کرده ام

به اندازه ی تمام واژه هایی که در گوششان نجوا کرده ام

به اندازه ی بیست هفته ی معلم

و به اندازه ی ....

با این تفاوت که من یک «گل» ندارم گلستانی از گل دارم که هرکدام به نوبه ی خود زیبایند...

گلهایی که حاصل بیست سال از عمر من است؛

گلهایی که با آب معرفت، در هوای صداقت و درخاکی بالیده اند که نامش مدرسه است.

پس من زنده هستم تا زمانی که توانایی دارم مسئول گلهایم باشم...

کجایی شازده کوچولو تا ببینی که دنیای آدم ها هم می تواند زیبا باشد!

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 23:57 توسط زهرا صفری|

اي جلوه گاه رحمت يزدان خوش آمدي
اي فيض بخش عالم امکان خوش آمدي
ميلاد  تو، طليعه  زيباي  خلقت  است
اينک به جمع خاک نشينان خوش آمدي
يزدان زخلقت تو به عالم دميد جان
اي مظهر عنايت رحمان خوش آمدي

زهرايي وبتولي وريحانه رسول
اي برترين زجمله نسوان خوش آمدي
باحسن سرمدي به گلستان احمدي
اي نازنين شکوفه قرآن خوش آمدي
درمدح يک عطاي تو آيات هل اتي
اي مادح تو حضرت سبحان خوش آمدي
ام ابي و مادر سبطين و زينبين
رکن علي عالي عمران خوش آمدي
زهرا ،رضيه ،راضيه ،مرضيه ،فاطمه
اسماء تو به شاءن تو برهان خوش آمدي
فرمود مصطفي به تو جانم فداي تو
اي جان ماسوا به تو قربان خوش آمدي
شهر مدينه بوي خوش کربلا گرفت
اي مادر تبار شهيدان خوش آمدي
مهرتو راه توشه قبر و قيامت است
با مژده شفاعت و غفران خوش آمدي
کوثر توئي وحضرت مهدي زنسل توست
اي چشمه سار خير فراوان خوش آمدي


نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 0:2 توسط زهرا صفری|

بیستم فروردین ماه در آیین ایران باستان، روز نیایش برای پیروزی و موفقیت در زندگی است ؛ این روز را به  « ورهرام » یا همان «بهرام»خدای جنگ  و نماینده ی نیروی مقاومت ناپذیر نسبت داده اند. ایرانیان در صبحگاه این روز، در نیایشگاه های ویژه ای گرد می آمدند وسروده هایی را در ستایش پیروزی می خواندند تا با اراده و انگیزه ای استوار پا به هر عرصه ای از جمله رویارویی با کشمکشهای زندگی بگذارند.

در آیین باستان از جمله در کتاب « اوستا» - کتاب مقدس زرتشتیان- آمده است که در طول حیات، همواره بین دو نیروی اهریمن و اهورا تضاد و تقابل وجود داشته است؛

پس از نظر آنان این نیایش،می توانست زمینه ساز حرکتی پیش رونده باشد به سوی قطب اهورایی روان.

پس همه با هم  و برای هم دعا می کنیم: خدایا امسال را سال پیروزی قرار بده هم در برابر وسوسه های اهریمنی و هم در مقابله با کشمکشهای زندگی!

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 22:50 توسط زهرا صفری|


آخرين مطالب
» پست ثابت
» واژه ی " الکی " از کجا آمد؟
» جوانه و سنگ
» تجلی غدیر بر غدیریان مبارک!
» مسابقه ادبی " عید تا عید"
» روز جوانه ها بر تمام دانش آموزان سرزمینم مبارک!
» سپاس خدای بیکران را ...!
» پیام تبریک به افتخار آفرینان تیم ملی والیبال ایران
»
» گزارشی کوتاه ازنتایج مسابقات نوجوان خوارزمی مرحله ی استانی
Design By : Pars Skin